السيد محمد حسين الطهراني
59
امام شناسى (فارسى)
انجام دادند ايشانند بهترين مخلوقات عالم » . جابر گويد : پس از آن هر وقت علىّ بن ابي طالب وارد مىشد ، اصحاب رسول خدا مىگفتند : جاء خير البريّة « بهترين اهل عالم آمد » . و نيز از طريق محمّد بن عبّاس از جعفر بن محمّد حسينى ، مرحوم سيّد بحرانى حديث را به ابو رافع مىرساند ، كه امير المؤمنين عليه السّلام به عين اين حديث با اهل شورائى كه عمر بعد از خود تشكيل داده بود احتجاج نموده گفتند : « شما را به خدا سوگند آيا مىدانيد در آن روزى كه من آمدم به سوى شما و شما با رسول خدا نشسته بوديد فرمود : اينست برادر من ، و بعدا روى خود را به كعبه نموده و گفت : سوگند به اين خانهء بنا شده كه فقط اين مرد و شيعيان او رستگارند در روز قيامت ، و پس از آن روى خود را به شما نمود و فرمود : بدانيد كه اين مرد اوّلين مؤمن است با من ، و راستينترين افراد شماست به امر خدا ، و وفا كنندهترين شماست به عهد خدا ، و حاكمترين شماست به حكم خدا ، و عادلترين شماست در بين رعيّت ، و قسمت كنندهترين شماست بالسّويّه ، و بزرگترين شماست در نزد خدا از نظر منزلت و مقام . و پس از آن خداوند اين آيه را نازل فرمود : « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ » در آن حال رسول خدا صداى خود را به تكبير بلند كرد و شما همگى نيز اللّه اكبر گفتيد . اى اهل شورا آيا شما مىدانيد كه مطلب چنين بوده است ؟ همگى گفتند : قسم به خدا آرى مىدانيم » « 1 » . و اين حديث را بعينه امام خوارزمى ( موفّق بن احمد ) در « مناقب » خود فصل نهم ص 62 و حموينى در « فرائد السّمطين » آوردهاند . و سيّد بحرانى از طريق عامّه از اعمش از عطيّه از خدرى و همچنين از صاحب كتاب « اربعين » در بيست و هشتمين حديث از چهل حديث آن كتاب ، و نيز از خطيب خوارزمى با سلسله سند متّصل خود از جابر بن عبد اللّه روايت كرده است . « 2 » و سيوطى در تفسير اين آيه شريفه چهار حديث از رسول خدا راجع به علىّ بن ابي طالب و شيعيان او روايت مىكند و قبل از آن گويد : و اخرج ابن مردويه عن
--> ( 1 ) « غاية المرام » ص 328 حديث چهارم . ( 2 ) « غاية المرام » ص 327 حديث پنجم و دهم و ششم .